مجالي دست داد تا يكي ديگر از همكاران موفق و ناشنوا را معرفي نماييم. سركار خانم فرحناز كامراني فردي كه ناشنوايياش مانع از تحصيل و پيشرفت در زندگياش نشد. ضمن آرزوي توفيق روزافزاون براي ايشان، وي را از زبان خودش بيشتر بشناسيم.

اينجانب «فرحناز کامراني ماسوله» متولّد سال 1347 شهر تهران ميباشم. من داراي يک برادر که از خودم کوچکتراست ميباشم، من و برادرم هر دو ناشنوا هستيم. پدر و مادرم با همديگر نسبت فاميلي داشته و نميدانستند که حاصل ازدواج آنها ممکن است منجر به تولد کودکان ناشنــوا شود، وقتي به پزشک مراجعه نمودند و پزشک به آنها اطلاع داد که هر دو فرزندانشــان ناشـنوا هستند به شدت ناراحت شدند...
بدينترتيب دوران ابتدايي را در مدرسه باغچـهبان شماره2 به پايان رسـانيدم و از آنجائيكه من باهوش بودم به صورت جهشي، دو کلاسه زدم. بعلت شغـل پدر مجبــور شديم به قائمشهر مهــاجرت نمائيم و دوره راهنمايي را در مدرسه قائمشهـر و دبيرستـان را نيز در شهرستـانهاي قائمشهر، نوشهر و آمل بپايان رسانده و در رشته خياطي ديپلم گرفتم. چون از كودكي علاقهي زيادي به خط و نقاشي داشتم براي آموزش بيشتر نقاشي نزد استاد خانم پورمحمدي رفتم و همچنين کلاس خطاطي را نيز نزد استاد آقاي اسکندري رفته و گواهينامهي دورههاي خوش و عالي را اخذ نمودم. بعد از مدتي در سـال 1369 بصورت انجمني در مركز آموزشي امام رضا(ع) قائمشهر بعنوان مربي هنر مشغول به كار شدم. اين فعاليت درسال 1371 به صورت قراردادي، سپس درسال1375 به استخـدام رسمي درآمدم.
من همچنين عضو تيم واليبال كاركنان مدرسه بوده و در چند سال متوالي همراه با اين تيم در سطح استان مازندران موفق به اخذ مقامهاي اول تا سوم شدم. در سال 1382 وارد دانشگاه علمي کاربردي بابل در رشته گرافيک رايانه در مقطع کارداني شده و با تلاش وکوشش توانستم درسال 1384دراين رشته فارغ التحصيل شوم. درحال حاضر در مجتمع آموزشي استثنايي حاج ناصرمهدوي قائمشهر مشغول تدريس هستم.
بيترديد من اين موفقيتها را در اين راه پر فراز و نشيب، مديون تشويق، راهنمايي و كمك خانواده، به ويژه مادر مهربانم هستم، كه جا دارد از آنها بخاطر همه مشكلاتي كه برايم متحمل شدند تشكر و قدرداني كنم.
همچنين از تمامي معلمان، اساتيد و همكاران عزيز صميمانه سپاسگزارم. و از خداوند منان ميخواهم که هميشه مرا در خدمت به دانش آموزان استثنايي ياري نمايد.


