ديرآموز اصطلاحي است كه براي اطلاق به كودكي، با مشكلات يادگيري به كار ميرود و منظور، يادگيرندهاي است داراي قواي هوشي طبيعي كه مطالب را كندتر يا آهستهتر از متوسط همسالان طبيعي خود فرا ميگيرد.
هوش و دانشآموز ديرآموز
ديرآموز افرادي هستند كه در حد فاصل بين افراد عقبمانده ذهني و افرادي با عملكرد هوش طبيعي قرار ميگيرند و در حدود 14 درصد افراد جامعه را تشكيل ميدهند كه بهره هوشي آنها بين 84-70 است.
به تعبيري، بهره هوشي آنها در محدوده طبيعي است اما از نظر عملكرد تحصيلي با محدوديتهايي مواجه هستند و به اصطلاح ديرآموز هستند.
اصول كلي آموزش دانشآموزان ديرآموز
1- توجه به پيشنيازها: به عنوان مثال پيشنياز درس تقسيم در رياضي جمع كردن و تفريق و ضرب است.
2- توجه به تفاوتهاي فردي دانشآموزان: توجه به توان هوشي و رشد شناختي دانشآموزان ديرآموز لزوم توجه در ارائه محتواي آموزشي، چگونگي و ميزان آن و همچنين نحوهي ارزشيابي و ميزان انتظار از اين دانشآموزان را طلب ميكند.
3- عدم مقايسهي دانشآموزان با يكديگر: حضور دانشآموزان دير آموز در كلاس، معلم را از مقايسه شاگردان با يكديگر و انتظار يكسان داشتن از همهي آنها بر حذر ميدارد.
4- مقايسه دانشآموز با خودش: ملاك مقايسهاي اين دانشآموزان، موفقيت فعلي، در مقايسه با وضعيت قبلي است كه اين ملاك ميتواند شامل پيشرفت كلي يك ماده درسي يا يك جلسه نسبت به جلسهي قبل باشد.
5- اهميت دادن به تلاش دانشآموز ديرآموز به جاي نمرهي كلاسي يا امتحاني: كه اين امر باعث انگيزهي پيشرفت جهت فعاليت و نهايتاً نمرهي بالاتر نيز خواهد گرديد.
6- اجتناب از بوجود آمدن موقعيتهايي كه دانشآموز ديرآموز تجربه شكست داشته باشد: براي اين منظور، تكاليف بايستي در خور توان دانشآموز ارائه گردد و از وي در همان حد انتظار داشت.
7- موفقيت دانشآموز ديرآموز به هر ميزان بايستي مورد تشويق قرار گيرد: اين موفقيتها هرچند كوچك باشند بايد مورد توجه معلم قرار گرفته و خرسندي معلم به دانشآموز نيز ابراز ميشود.
8- قبل از ارائهي محتواي آموزشي بايد از آمادگي و توانايي دانشآموز ديرآموز اطمينان داشته باشيم: اگر اين مورد مهم توجه نشود باعث بروز مشكلاتي از قبيل از دست دادن اعتماد به نفس، اضطراب و كاهش انگيزه خواهد گرديد كه در نهايت منجر به تشديد افت آموزشي و مشكلات روحي براي دانشآموز خواهد گرديد.
9- با بوجود آوردن امكان تكرار و تمرين يادگيري را پايدار و كامل كنيد: موفقيت تكرار و تمرين از فراموشي زودهنگام جلوگيري نموده و زمينهي تثبيت يادگيري را فراهم ميآورد.
10- در يك زمان چند مفهوم تازه را آموزش ندهيد: بهتر است در هر موقعيت يادگيري فقط يك مفهوم آموزش داده شود.
دانشآموز ديرآموز و رفتارهاي ورودي
1- رفتارهاي ورودي شناختي: يادگيريهاي قبلي دانشآموز است كه براي يادگيري تازه ضرورت دارند و مشابه پيشنياز آن يادگيري به حساب ميآيند.
2- رفتارهاي ورودي عاطفي: به علاقه و انگيزش يادگيرنده نسبت به يادگيري جديد اشاره ميكنند.
برخورد با مشكلات مربوط به رفتارهاي ورودي
1- بهترين راه براي رفع مشكل، آموزش فردي و اجراي شيوههاي آموزشي ترميمي و جبران كمبودهاي يادگيري آنان است.
2- از سوي ديگر ميتوان پيش از شروع به آموزش درس تازه، پيشنيازهاي ضروري را كه يادگيري جديد وابسته به آن است، به صورت جمعي در كلاس مرور كرد.
3- تكاليف يادگيري را به شكلهاي مختلف تغيير دهيد، آنگونه كه پيشنيازهاي متفاوتي را ايجاد كند (براي مثال، ميتوان سطح دشواري مطالب را كاهش داد يا دستورالعملهاي تكاليف يادگيري را به عوض مطالب نوشتني به صورت شفاهي عرضه كرد يا از تصاوير، نمودارها، يا روشهاي غير كلامي ديگر در آموزش استفاده كرد.
4- روش ديگر اين است كه هدفها و محتواي درس را تغيير دهيد تا رفتارهاي ورودي مورد نياز نيز تغيير يابند.
سودابه کاکویی (کارشناس ارشد علوم تربیتی)
راهبردهاي آموزشي براي معلمان دانشآموز ديرآموز
به دليل محدوديتهايي كه دانشآموزان ديرآموز در يادگيري از خود نشان ميدهند منطقي است كه بايد متناسب با نيازهاي آموزشي آنها و براي برطرف كردن موانع تحصيلي راهبردهايي را اتخاذ و اجرا نمود. معلم ميتواند با توجه به نيازهاي فردي هر دانشآموز اين راهبردها را در موقعيتهاي خاص اجرا كند.
عقد قرارداد:
با عقد يك قرار شفاهي يا مكتوب بين معلم و دانشآموز ميتوان تكاليف ، يا رفتار خاصي را كه دانشآموز موظف به انجام آنها است را مطرح كرد. مثلاً قرار گرفتن در نيمكت خود و برهم نزدن نظم كلاس براي 20دقيقه. در صورت پيروي از اين قرارداد توسط دانشآموز دادن پاداش و تشويق مورد علاقه شاگرد توسط معلم بسيار مفيد خواهد بود.
داشتن حق انتخاب:
معلم ميتواند براي انجام يك تكليف خاص دو انتخاب را ارائه دهد تا دانشآموز يكي از آنها را انتخاب كند. نكتهي مهم اين است كه انتخابها باز نباشد و دانشآموز از ميان دو يا سه مورد، يك مورد را انتخاب كند. براي مثال معلم دو يا حداكثر سه شعر را انتخاب كند و از دانشآموز بخواهد تا از بين آنها يكي را انتخاب كند.
تصميمگيري در مورد برنامهي درسي:
به دانشآموزان اين فرصت داده شود تا در مراحل اوليهي برنامهريزي درسي روزانه خود نظرات و پيشنهادات خود را ارائه دهند. انجام چنين كاري باعث احساس مالكيت و تعلق بيشتر شاگردان نسبت به آموزش و درس خواهد شد.
موفقيت از طريق ايجاد چالشها:
براي اجراي چنين راهبردي ميتوان سطح دشواري يك تكليف را كاهش داده و به تدريج همراه با موفقيت دانشآموز در انجام هر قدم، سطح دشواري را به تدريج افزايش داد.
كوتاه كردن تكليف:
تكليف مورد نظر به چند بخش كوتاهتر تقسيم شده و به جاي اينكه يك تكليف تماماً به دانشآموز ارائه شود، آنرا به چند قسمت كوتاهتر تقسيم كرده و هربار از دانشآموز خواست تا يك بخش از آن را تكميل كند. مثل حفظ كردن شعر، به اين صورت كه هر روز 2 بيت را حفظ كند. تكليف كوتاه ميتواند حواس پرتي، خستگي و رفتارهاي نامناسب را به حداقل برساند.
روشهاي جايگزين براي پاسخ دادن:
اين امكان به دانشآموزان داده ميشود تا به طريقهي ديگري غير از طريق معمول، آنچه را در بارهي يك موضوع ميدانند ابراز كنند. براي مثال: براي ثبت پاسخها، در مواردي كه آنها در نوشتن مشكل دارند ميتوان از دستگاه تايپ يا ضبط صوت استفاده كرد.
اصطلاحاتي در ارائه مفاهيم انتزاعي:
در چنين راهبردي ميتوان مفاهيم انتزاعي را براساس توضيحات، نمايشها و مثالهاي عيني ارائه داد. در چنين كاري استفاده از تجربيات ملموس دانشآموزان نقش مهمي در دريافت راحتتر مفاهيم انتزاعي دارد.
ساده سازي سطح مواد خواني:
معلم ميتواند سطح پيچيدگي واژگان يا مفاهيم بهكار رفته در متنهاي نوشته شده را كاهش دهد تا دانشآموز تلفيقي نيز بتواند تكليف خواندن را متناسب با تواناييهايش انجام دهد. براي مثال معلم ميتواند بر روي كلمهاي كه براي دانشآموز مناسبتر و آسانتر است بنويسد.
تدريس خصوصي توسط همسالان:
در اين راهبرد دانشآموزاني كه تواناييهاي بالاتر در انجام تكاليفشان دارند به ديگران كمك ميكنند تا تكاليف مدرسه و يا ساير مسئوليتهاي را انجام دهند.
يادگيري همكارانه:
يادگيري تعاوني عبارت است از استفاده آموزشي از گروههاي كوچك تا بدينترتيب دانشآموزان با يكديگر كاركرده و يادگيري خود و ديگري را به حداكثر برسانند تعداد اعضاي گروه 4 تا 6 نفر توصيه ميگردد. كه در هر گروه تنها يك دانشآموز ديرآموز حضور داشته باشد به عنوان مثال در يك گروه 4 نفره تركيب آن، عبارت خواهد بود از يك دانشآموز بالاتر از متوسط، دونفر دانشآموز متوسط و يك نفر دانشآموز ديرآموز.
بهتر است معلم در طول فعاليت گروهها، نظارت كافي بر فعاليت گروهي داشته باشد و هر جا لازم شد، به سئوالات احتمالي آنها پاسخ دهد.
نوشته شده توسط: سودابه کاکوئی
کودکان استثنایی و چالش های توانبخشی
مقاله حاضر(چكيده) بررسی مقدماتی وضعیت توان بخشی آموزش و پرورش استثنایی در ایران می باشد.
توان بخشی درواقع فراهم نمودن شرایطی برای فرد معلول است تا از «آموزش ویژه» بهره مند گردد.
توان بخشی در ایران مبتنی بر مؤسسات است درحالی که بسیاری از کشورها با تحقیقات و پژوهش های گسترده موفق شدند آن را به سمت توان بخشی مبتنی بر جامعه سوق دهند به کودکان استثنایی در این کشورهانه تنها در برابری همه جانبه با افراد عادی می نگرند بلکه حقوق و امتیازهای ویژه ای را نیز در عرصه های گونا...
سیده صدیقه پیروان
ادامه مطلب


