راهبردهاي آموزشي براي معلمان دانشآموز ديرآموز
به دليل محدوديتهايي كه دانشآموزان ديرآموز در يادگيري از خود نشان ميدهند منطقي است كه بايد متناسب با نيازهاي آموزشي آنها و براي برطرف كردن موانع تحصيلي راهبردهايي را اتخاذ و اجرا نمود. معلم ميتواند با توجه به نيازهاي فردي هر دانشآموز اين راهبردها را در موقعيتهاي خاص اجرا كند.
عقد قرارداد:
با عقد يك قرار شفاهي يا مكتوب بين معلم و دانشآموز ميتوان تكاليف ، يا رفتار خاصي را كه دانشآموز موظف به انجام آنها است را مطرح كرد. مثلاً قرار گرفتن در نيمكت خود و برهم نزدن نظم كلاس براي 20دقيقه. در صورت پيروي از اين قرارداد توسط دانشآموز دادن پاداش و تشويق مورد علاقه شاگرد توسط معلم بسيار مفيد خواهد بود.
داشتن حق انتخاب:
معلم ميتواند براي انجام يك تكليف خاص دو انتخاب را ارائه دهد تا دانشآموز يكي از آنها را انتخاب كند. نكتهي مهم اين است كه انتخابها باز نباشد و دانشآموز از ميان دو يا سه مورد، يك مورد را انتخاب كند. براي مثال معلم دو يا حداكثر سه شعر را انتخاب كند و از دانشآموز بخواهد تا از بين آنها يكي را انتخاب كند.
تصميمگيري در مورد برنامهي درسي:
به دانشآموزان اين فرصت داده شود تا در مراحل اوليهي برنامهريزي درسي روزانه خود نظرات و پيشنهادات خود را ارائه دهند. انجام چنين كاري باعث احساس مالكيت و تعلق بيشتر شاگردان نسبت به آموزش و درس خواهد شد.
موفقيت از طريق ايجاد چالشها:
براي اجراي چنين راهبردي ميتوان سطح دشواري يك تكليف را كاهش داده و به تدريج همراه با موفقيت دانشآموز در انجام هر قدم، سطح دشواري را به تدريج افزايش داد.
كوتاه كردن تكليف:
تكليف مورد نظر به چند بخش كوتاهتر تقسيم شده و به جاي اينكه يك تكليف تماماً به دانشآموز ارائه شود، آنرا به چند قسمت كوتاهتر تقسيم كرده و هربار از دانشآموز خواست تا يك بخش از آن را تكميل كند. مثل حفظ كردن شعر، به اين صورت كه هر روز 2 بيت را حفظ كند. تكليف كوتاه ميتواند حواس پرتي، خستگي و رفتارهاي نامناسب را به حداقل برساند.
روشهاي جايگزين براي پاسخ دادن:
اين امكان به دانشآموزان داده ميشود تا به طريقهي ديگري غير از طريق معمول، آنچه را در بارهي يك موضوع ميدانند ابراز كنند. براي مثال: براي ثبت پاسخها، در مواردي كه آنها در نوشتن مشكل دارند ميتوان از دستگاه تايپ يا ضبط صوت استفاده كرد.
اصطلاحاتي در ارائه مفاهيم انتزاعي:
در چنين راهبردي ميتوان مفاهيم انتزاعي را براساس توضيحات، نمايشها و مثالهاي عيني ارائه داد. در چنين كاري استفاده از تجربيات ملموس دانشآموزان نقش مهمي در دريافت راحتتر مفاهيم انتزاعي دارد.
ساده سازي سطح مواد خواني:
معلم ميتواند سطح پيچيدگي واژگان يا مفاهيم بهكار رفته در متنهاي نوشته شده را كاهش دهد تا دانشآموز تلفيقي نيز بتواند تكليف خواندن را متناسب با تواناييهايش انجام دهد. براي مثال معلم ميتواند بر روي كلمهاي كه براي دانشآموز مناسبتر و آسانتر است بنويسد.
تدريس خصوصي توسط همسالان:
در اين راهبرد دانشآموزاني كه تواناييهاي بالاتر در انجام تكاليفشان دارند به ديگران كمك ميكنند تا تكاليف مدرسه و يا ساير مسئوليتهاي را انجام دهند.
يادگيري همكارانه:
يادگيري تعاوني عبارت است از استفاده آموزشي از گروههاي كوچك تا بدينترتيب دانشآموزان با يكديگر كاركرده و يادگيري خود و ديگري را به حداكثر برسانند تعداد اعضاي گروه 4 تا 6 نفر توصيه ميگردد. كه در هر گروه تنها يك دانشآموز ديرآموز حضور داشته باشد به عنوان مثال در يك گروه 4 نفره تركيب آن، عبارت خواهد بود از يك دانشآموز بالاتر از متوسط، دونفر دانشآموز متوسط و يك نفر دانشآموز ديرآموز.
بهتر است معلم در طول فعاليت گروهها، نظارت كافي بر فعاليت گروهي داشته باشد و هر جا لازم شد، به سئوالات احتمالي آنها پاسخ دهد.
نوشته شده توسط: سودابه کاکوئی
مجالي دست داد تا يكي ديگر از همكاران موفق و ناشنوا را معرفي نماييم. سركار خانم فرحناز كامراني فردي كه ناشنوايياش مانع از تحصيل و پيشرفت در زندگياش نشد. ضمن آرزوي توفيق روزافزاون براي ايشان، وي را از زبان خودش بيشتر بشناسيم.

اينجانب «فرحناز کامراني ماسوله» متولّد سال 1347 شهر تهران ميباشم. من داراي يک برادر که از خودم کوچکتراست ميباشم، من و برادرم هر دو ناشنوا هستيم. پدر و مادرم با همديگر نسبت فاميلي داشته و نميدانستند که حاصل ازدواج آنها ممکن است منجر به تولد کودکان ناشنــوا شود، وقتي به پزشک مراجعه نمودند و پزشک به آنها اطلاع داد که هر دو فرزندانشــان ناشـنوا هستند به شدت ناراحت شدند...
بدينترتيب دوران ابتدايي را در مدرسه باغچـهبان شماره2 به پايان رسـانيدم و از آنجائيكه من باهوش بودم به صورت جهشي، دو کلاسه زدم. بعلت شغـل پدر مجبــور شديم به قائمشهر مهــاجرت نمائيم و دوره راهنمايي را در مدرسه قائمشهـر و دبيرستـان را نيز در شهرستـانهاي قائمشهر، نوشهر و آمل بپايان رسانده و در رشته خياطي ديپلم گرفتم. چون از كودكي علاقهي زيادي به خط و نقاشي داشتم براي آموزش بيشتر نقاشي نزد استاد خانم پورمحمدي رفتم و همچنين کلاس خطاطي را نيز نزد استاد آقاي اسکندري رفته و گواهينامهي دورههاي خوش و عالي را اخذ نمودم. بعد از مدتي در سـال 1369 بصورت انجمني در مركز آموزشي امام رضا(ع) قائمشهر بعنوان مربي هنر مشغول به كار شدم. اين فعاليت درسال 1371 به صورت قراردادي، سپس درسال1375 به استخـدام رسمي درآمدم.
من همچنين عضو تيم واليبال كاركنان مدرسه بوده و در چند سال متوالي همراه با اين تيم در سطح استان مازندران موفق به اخذ مقامهاي اول تا سوم شدم. در سال 1382 وارد دانشگاه علمي کاربردي بابل در رشته گرافيک رايانه در مقطع کارداني شده و با تلاش وکوشش توانستم درسال 1384دراين رشته فارغ التحصيل شوم. درحال حاضر در مجتمع آموزشي استثنايي حاج ناصرمهدوي قائمشهر مشغول تدريس هستم.
بيترديد من اين موفقيتها را در اين راه پر فراز و نشيب، مديون تشويق، راهنمايي و كمك خانواده، به ويژه مادر مهربانم هستم، كه جا دارد از آنها بخاطر همه مشكلاتي كه برايم متحمل شدند تشكر و قدرداني كنم.
همچنين از تمامي معلمان، اساتيد و همكاران عزيز صميمانه سپاسگزارم. و از خداوند منان ميخواهم که هميشه مرا در خدمت به دانش آموزان استثنايي ياري نمايد.
حرف مرا تو خوب ميفهمي خودت اما هميشه خاموشي
تا كه حرف تو را بفهمم من با تمام وجود ميكوشي
گاه حرف دل بزرگت را مبهم و پاره پاره ميگويي
گاه با دست و چهره و چشمت با زبان اشاره ميگويي
تو گمان ميكني كه تنهايي من زبان تو را نميدانم
از كتاب نگاه و رفتارت حرفهاي تو را نميخوانم
تو گمان ميكني كه حرفت را هيچكس جز خدا نميداند
حرفهاي تو در اين دنيا دوست يا آشنا نميداند
نه چنين نيست چونكه من حتي آخ و آه تو خوب ميفهمم
به خدا من تمام حرف تو را از نگاه تو خوب ميفهمم
توي هر لحظه نگاه تو حرفهاي ناگفته بسيار است
بر زبان نگاه خاموشت رازهاي نگفته بسيار است
مصطفي رحماندوست


